اسم مرکب

پیشاوند

(وَ) (اِمر.) کلمه‌ای که در اول کلمات دیگر درآید معنی آن را تغییر دهد مانند: بر، بی، فرا.

    پیشدستی

    (~.) (اِمر.) ظرفی کوچک تر از بشقاب غذاخوری که هنگام غذا یا خوردن میوه کنار دست مهمان می‌گذارند.

      پیشگاه

      (اِمر.)
      ۱- نزدیک تخت پادشاه، بالای مجلس.
      ۲- پادشاه، افراد محتشم.
      ۳- تخت، مسند.
      ۴- جلو ایوان.
      ۵- فرشی که پیش در بگسترانند.

        پیش نویس

        (نِ)(اِمر.)نوشته‌ای که هنوز پاک – نویس نشده و پس از حک و اصلاح، پاک – نویس می‌شود.

          پیش فنگ

          (فَ) (اِمر.) عملی است که سربازان با تفنگ انجام دهند بدین طریق: نخست تفنگ عمودی به زمین و مماس با پای راست قرار دارد با یک حرکت تفنگ را با دست راست از زمین بلند کنند و در هوا بچرخانند و پاشنه آن را در کف دست چپ گذارند و با حرکت دیگر دست راست را به جای خود برند.

            پیش قبض

            (قَ) [ فا – ع. ] (اِمر.)
            ۱- نوعی از اسلحه.
            ۲- فنی است از کشتی و آن عبارت است از دست بر دست حریف گذاشتن و به انواع مختلف زور زدن.
            ۳- محلی است از قسمت جلو کمر و نواحی مجاور که طرف با دست آن را تواند گرفت.

              پیمایش به بالا