اسم مرکب

پف تلنگر

(پُ تِ لِ گَ) (اِمر.) نان از شب مانده که بار دیگر بر سر آتش نهاده و نرم کنند.

    پشه بند

    (~. بَ) (اِمر.) وسیله‌ای از پارچه توری که برای جلوگیری از آزار پشه آن را با بندها یا میله‌هایی بر روی بستر نصب کنند.

      پشه نامه

      (پَ ش ِ مِ) (اِمر.) صورت و سیاهه جهیز و اسباب زن که به خانه شوهر برند و به امضای داماد رسانند.

        پشت مازه

        (پُ. زِ) (اِمر.)
        ۱- تیره پشت، ستون فقرات.
        ۲- گوشتی که بر دو طرف ستون فقرات جای دارد، راسته.

          پشتک وارو

          (پُ تَ) (اِمر.) قسمی معلق، پریدن کسی که پشت به آب ایستاده و معلق زند و بر آب فرود آید.

            پشته

            (پُ تِ) (اِمر.)
            ۱- کوله بار، پشتواره.
            ۲- تل، تپه.
            ۳- مقدار باری که بتوان با پشت حمل کرد.
            ۴- فاصله میان دو چاه قنات.

              پشتوانه

              (پُ نِ) (اِمر.)
              ۱- سپرده بانکی.
              ۲- مقدار طلا و نقره و جواهر و مانند آن که از طرف دولت یا بانک ناشر اسکناس برای اعتبار چاپ اسکناس تعیین و نگه داری می‌شود.

                پیمایش به بالا