اسم مرکب

پادام

(اِمر.)
۱- دامی که از موی دم اسب برای گرفتن پرندگان درست می‌کنند.
۲- پرنده‌ای که نزدیک دام می‌بندند تا پرندگان دیگر به هوای او در دام بیفتند.
۳- حیله، نیرنگ.

    پادراز

    (دِ) (اِمر.) نوعی مرغ ماهیخوار با پاهای دراز و منقار خمیده و پرهای سرخ کمرنگ.

      پادرازی

      (~.)
      ۱- (حامص.) دراز بودن پا.
      ۲- تجاوز از حد خود.
      ۳- (اِمر.) نوعی نان شیرینی مشبک.

        پادرختی

        (دَ یا دِ) (اِمر.) میوه‌هایی که به هر دلیلی (باد، کرم خوردگی)در پای درخت بریزد. مق دست چین.

          پادری

          (دَ)(اِمر.)۱ – فرشی که پای در می‌اندازند.
          ۲- سنگی که پای در می‌گذارند تا باد در را نبندد.

            پاچال

            (اِمر.)۱ – گودال.
            ۲- گودالی که نانوا، بقال یا آشپز در آن می‌ایستد و چیزی می‌فروشد.

              پیمایش به بالا