اسم مرکب

پادگانه

(دِ نِ)(اِمر.)۱ – بام، پشت بام.
۲- پنجره، دریچه.
۳- فضای صاف و بلند در دامنه کوه.

    پادنگ

    (دَ) (اِمر.)
    ۱- دنگ برنج کوبی که با پا حرکت داده می‌شود.
    ۲- نوعی ساعت که پاندول آن مانند پادنگ باشد.

      پادشا

      (دِ) (اِمر.)
      ۱- پادشاه.
      ۲- فرمانروا.
      ۳- مجازاً مأذون، مختار.
      ۴- خدا.

        پادشاه

        (~.) [ په. ] (اِمر.)
        ۱- فرمانروایی که تاج و تخت داشته باشد، ملک، سلطان.
        ۲- حاکم، مسلط، صاحب اختیار.
        ۳- خدا.
        ۴- محیط، تاونده.

          پیمایش به بالا