اسم مرکب

آتش گردان

(~. گَ) (اِمر.) ظرف کوچک سیمی که در آن چند تکه زغال افروخته قرار می‌دهند و در هوا می‌چرخانند تا مشتعل گردد؛ آتش چرخان، آتش سرخ کن.

    آتش گیره

    (~. رِ) (اِمر.) آن چه با آن آتش افروزند (پنبه، خار، هیزم)، آتش افروزنه.

      آتش

      پارسی (~ِ) (اِمر.)
      ۱- تبخال، تاول‌های روی لب.
      ۲- آتشی که پارسیان در آتشکده می‌افروختند.

        آتش پرست

        (~. پَ رَ) (اِمر.) پرستنده آتش. کسی که آتش را پرستش کند. زرتشتیان را به دلیل آن که آتش را گرامی و محترم می‌دارند آتش پرست می‌گویند: آذرپرست و آذرکیش هم گفته شده.

          پیمایش به بالا