اسم مرکب

صاحب

منصب (~. مَ صَ) [ ازع. ] (اِمر.) کسی که دارای رتبه و مقامی دولتی باشد (اعم از کشوری و لشکری)، افسر.

    شیرلان

    [ شیر + لان، پس. مک. ] (اِمر.) جایی که در آن شیر فراوان باشد؛ شیرناک.

      شیروخورشید

      (رُ خُ) (اِمر.) نقش شیری ایستاده و شمشیر در دست که خورشیدی از پشتش می‌دمد و تا پیش از انقلاب اسلامی نشان رسمی دولت ایران بود.

        شیرین بیان

        (بَ) (اِمر.) گیاهی است علفی و پایا از تیره سبزی آساها. رنگ گل‌هایش مایل به آبی. ریشه و ساقه آن مصرف دارویی دارد.

          شیربرنج

          (بِ رِ) (اِمر.)
          ۱- شیربا، خوراکی که با شیر و برنج درست کنند.
          ۲- کنایه از: کسی که رنگ پوستش زیاد سفید باشد.

            شیربها

            (بَ) (اِمر.) پول یا چیز دیگر که داماد در وقت ازدواج به پدر و مادر عروس دهد.

              پیمایش به بالا