صندلی
(صَ دَ) (اِمر.) سندلی، وسیلهای که روی آن مینشینند. ؛ ~ الکتریکی نوعی صندلی فلزی که از آن جریان برق عبور داده و برای اعدام به کار میبرند. ؛ ~ چرخ دار نوعی صندلی دارای چرخ برای افراد معمول و بیمارانی که قادر به حرکت نیستند، ویلچر.
(صَ دَ) (اِمر.) سندلی، وسیلهای که روی آن مینشینند. ؛ ~ الکتریکی نوعی صندلی فلزی که از آن جریان برق عبور داده و برای اعدام به کار میبرند. ؛ ~ چرخ دار نوعی صندلی دارای چرخ برای افراد معمول و بیمارانی که قادر به حرکت نیستند، ویلچر.
(~. بَ) [ ع – فا. ] (اِمر.)فرستنده پیک و قاصد. کسی که وقایع هر جایی را که در آن بوده مینوشت و برای پادشاه میفرستاد.