اسم مرکب

شهریور

(شَ وَ) [ په. ] (اِمر.)۱ – ماه ششم از سال شمسی.
۲- نامِ روز چهارم از هر ماه شمسی.
۳- نام فرشته‌ای در دین زرتشت.

    شهریورگان

    (~.) (اِمر.)جشنی که در شهریور روز «چهارمین روز ماه شهریور» در ایران باستان برگزار می‌گردید.

      شهرداری

      (~.)
      ۱- (حامص.) عمل و شغل شهردار.
      ۲- (اِمر.) اداره‌ای از توابع وزارت کشور که در هر شهر برای پاکیزه نگاه داشتن خیابان‌ها و کوچه‌ها و پارک‌ها و تأمین روشنایی و تقسیم آب و احداث پارک‌ها و خیابان‌ها تحت نظر انجمن شهرو شهردار به اجرای وظیفه خود می‌پردازد، بلدیه.

        شهرستان

        (شَ رِ) [ په. ] (اِمر.)
        ۱- شهر بزرگ با توابع آن.
        ۲- هر یک از تقسیمات اداری استان که خود به چند بخش تقسیم می‌شود و زیر نظر فرماندار اداره می‌شود.

          شهرود

          (شَ) (اِمر.)
          ۱- سازی بود سیمی شبیه به عود.
          ۲- نوایی از آهنگ‌های قدیم.

            شهریار

            (شَ) [ په. ] (اِمر.)
            ۱- فرمانروای شهر.
            ۲- پادشاه.
            ۳- از نام‌های پسران.

              پیمایش به بالا