شه بندر
(شَ. بَ دَ) (اِمر.)۱ – رییس بازرگانان.
۲- رییس بندر.
(شَ پَ) (اِمر.)
۱- بال بزرگ، شهبال.
۲- قسمتی از بال هواپیما که تغییر خط سیر هواپیما توسط آن انجام میشود.
(شَ ر فَ رَ) (اِمر.) دستگاه نمایش قدیمی به صورت اتاقکی قابل حمل که تماشاگر با چسباندن چشم خود به دریچه آن فیلم یا تصویری را که به وسیله ذره بین بزرگ شده بود تماشا میکرد.
(ش مِ) (اِمر.) دفترچهای صادره از طرف اداره ثبت احوال که در آن مشخصات شخص از قبیل: نام، نام خانوادگی، نام پدر و مادر، تاریخ و محل تولد نوشته میشود.
(شَ) [ ع – فا. ] (اِمر.) گیاهی است از رده دو لپهایهای جدا گلبرگ. گلهایش زیبا و به رنگهای سرخ یا صورتی یا ارغوانی یا سفید. از گلهای زینتی است و قلمه آن را در گلدان یا باغچه میکارند.
(~. گُ)
۱- (اِمص.) تعیین کردن یا نوشتن شماره چیزی.
۲- (اِمر.) دایرهای در اداره راهنمایی و رانندگی که کارش تعیین شماره وسیله نقلیه هاست.
(~. بِ) (اِمر.) نوعی غذا. طرز تهیه آن چنین است: گوشت را با نخود خیس کرده و پوست گرفته مانند آبگوشت بار کنند. پس از طبخ استخوانهای آن را کشیده، مقداری مساوی گوشت و برنج علاوه کرده مانند دمپخت میپزند. آب آن که تمام شد، پیاز داغ روی آن داده زیره میپاشند.