اسم مرکب

شبادان

(شَ) [ قس. شبستان ] (اِمر.)
۱- آن جا که شب آرام گیرند.
۲- زیرزمین عمیق خانه که در تابستان برای خنکی از آن استفاده کنند.

    شبانه روز

    (~.) (اِمر.)
    ۱- شب و روز، بیست و چهار ساعت، یک شب و یک روز.
    ۲- همیشه، علی الاتصال.

      شباهنگ

      (شَ هَ) (اِمر.)۱ – مرغ سحر.
      ۲- تیشتر، ستاره شعری ‘، ستاره صبح.

        شب نامه

        (~. مِ) (اِمر.) هر نوشته‌ای که شب هنگام و پنهانی میان مردم پخش کنند.

          شب نهه

          (شَ نِ هَ یا هِ) (اِمر.) گنج زر و جواهری که در زیر زمین دفن کنند.

            شب آویز

            (شَ) (اِمر.) = شباویز: مرغ حق، پرنده‌ای که شب هنگام از شاخه درختان آویزان می‌شود و می‌خواند.

              شب بو

              (~.) (اِمر.) گیاهی است از تیره صلبیان که زینتی است و به سبب دارا بودن گل‌های معطر و زیبا غالباً در باغچه‌ها کشت می‌شود. شب بوی، شقاری، شمشم، خمخم، خیرو، خیری نیز گفته می‌شود.

                Scroll to Top