اسم مرکب

شب پوش

(~.) (اِمر.)
۱- لباس خواب.
۲- روسری که شب هنگام خوابیدن به سر بندند.

    شب چراغ

    (~. چِ) (اِمر.)
    ۱- هر گوهر آبدار و درخشنده.
    ۲- کرم شب تاب.
    ۳- چراغانی.

      شب غریب

      (شَ غَ) [ فا – ع. ] (اِمر.) نان و حلوایی که در شب اول دفن میت به جهت ترویح روح او قسمت کنند.

        شایگان

        [ په. ] (ص مر.)
        ۱- سزاوار.
        ۲- درخور شاه.
        ۳- هر چیز خوب و گران بها.
        ۴- فراخ.
        ۵- خزانه.
        ۶- گنج شاهانه.
        ۷- از عیوب قافیه‌است و آن تکرار علامت جمع باشد در قافیه. شایورد (یْ وَ) (اِمر.)
        ۱- هاله، خرمن ماه.
        ۲- پرده‌ای است از موسیقی.

          شاهکار

          (اِمر.) کار بزرگ و نمایان، کاری که در آن هنرنمایی کرده باشند.

            Scroll to Top