سنگواره
(سَ رَ یا رِ) (اِمر.) فسیل، بقایای موجودات زنده گذشتههای دور که به صورت سنگ درآمده باشد.
(~. تَ)
۱- (ص فا.) کسی که کارش کندن، تراشیدن، صیقلی کردن و شکل دادن سنگ هاست.
۲- (اِمر.) صورت فلکی کوچکی در آسمان نیم کره جنوبی.
(سَ گِ س)(اِمر.) سنگ سرمه، که سُرمه سپاهان معروف بوده و برای درمان و شفای چشم از آن استفاده میکردند.
(~ صَ) [ فا – ع. ] (اِمر.)
۱- سنگ اساتیری که غمهای مردم را میشنید و غم خوار آنان بود (اصولاً سنگ به صبوری و تحمل مَثَل است).
۲- مجازاً دوست شکیبا و دلسوز که به درد دل شخص گوش دهد.
(سَ نْ. قُ) [ تر. ] (اِمر.) قطعهای مفتول خمیده و نوک تیز که به یک سر آن قلابی وصل شده و سر دیگر در داخل آن بسته میشود و برای وصل کردن یا بستن چیزی به چیز دیگر به کار میرود.
(سُ بُ لُ طّ) (اِمر.) گیاهی است علفی، پایا و خودرو، ریشه اش معطر و ساقه اش راست و برگهایش متقابل. ریشه و ساقههای زیرین این گیاه دارای اسانس اسید والرینیک و اسید مالیک و مواد قندی است که در طب کاربرد فراوان دارد.