سرگزید
(~. گَ) (اِمر.) نک سرگزیت.
(سَ) = سرشوینده:
۱- (ص فا.) آن که سر دیگری را بشوید.
۲- سرتراش، حجام.
۳- (اِمر.) نوعی گل سفید رنگ که بدان سر و بدن را شویند؛ گل سرشوی.
(سَ قُ) [ فا – ع. ] (اِمر.) حق پیشه و کسب با سرقفلی واگذار میشود و اجارهای هم تعیین میگردد ومالک نمیتواند بدون تسویه حساب سرقفلی ملک خود را بفروشد.
(سَ) (اِمر.)
۱- کلمهای که به عنوان احترام به اشخاص گویند: سرکار آقا، سرکار خانم.
۲- سرکار عنوان رسمی درجه داران و افسران تا رده سرهنگی.