اسم مرکب

سردم

(~. دَ) (اِمر.)
۱- قهوه خانه.
۲- محلی که در آن درویشان گرد هم می‌آیند، خانقاه.
۳- جایی در زورخانه که مرشد متناسب با حرکات ورزشکاران ضرب می‌زند و می‌خواند.

    سرخ رگ

    (سُ. رَ) (اِمر.) شریان، رگ جهنده، رگی که خون را از قلب به قسمت‌های مختلف بدن می‌رساند.

      سرخاب

      (سُ) (اِمر.) ماده‌ای سرخ رنگ که زنان به گونه خود مالند، گلگونه.

        سرجوخه

        (~. خَ یا خِ) (اِمر.) نظامی ای که یک جوخه را اداره کند، و آن پایین ترین درجه نظامی است.

          پیمایش به بالا