سده
(سَ دَ یا دِ) (اِمر.)
۱- یک صد سال، قرن.۲ – نام جشنی منسوب به هوشنگ، دومین پادشاه پیشدادی که آن را در روز دهم از ماه بهمن برگزار میکنند.
(سَ دَ یا دِ) (اِمر.)
۱- یک صد سال، قرن.۲ – نام جشنی منسوب به هوشنگ، دومین پادشاه پیشدادی که آن را در روز دهم از ماه بهمن برگزار میکنند.
(~.)
۱- (حامص.) نطق کردن، خطبه خواندن.
۲- (اِمر.) جایی که در آن گروهی برای شنیدن سخنان سخنران حاضر میشوند.
(~. اَ)(اِمر.)۱ – قطعهها و بخشهای ثابت الکترونیکی و برقی کامپیوتر.
۲- قطعه و دستگاههای فلزی یک ماشین.
(~ فَ قَ) [ فا – ع. ] (اِمر.) ستون مهرهها، تیره پشت. ستونی مرکب از ۳۳ قطعه استخوان به نام مهره یا فقره که به طور عمودی بر روی هم در پشت انسان قرار دارند.
(سُ) [ په. ] (اِمر.) = استودان. استخوان دان:
۱- گورستان زردشتیان.
۲- چاهی در گورستان زردشتیان که استخوان مرده را پس از خورده شدن گوشت وی توسط لاشخوران در آن اندازند.
(سُ تُ وَ) (اِمر.) = ستناوند. استوناوند. ستاوند. ستافند:
۱- بالا خانهای که پیش آن مانند ایوان گشاده بود.
۲- بالاخانه.
۳- صفه بلندی که سقف آن را بر ستونی افراشته باشند.
(~ ء قُ) (اِمر.) ستارهای است کم نور در انتهای دُم صورت فلکی دُب اصغر (خرس کوچک) که با اختلاف کمتر از یک درجه از محل واقعی قطب شمال قرار دارد.