اسم مرکب

ستاره دنباله دار

(~دُ لِ) (اِمر.) جرمی ابر مانند با هسته‌ای نورانی که مداری متغیر به دور خورشید دارد و هنگامی که مدارش از نزدیک خورشید می‌گذرد دنباله‌ای درخشان از خود آشکار می‌کند.

    سبق ورمایه

    (~. وَ یِ) [ ع – فا. ] (اِمر.) شرط، پیمانی بین دو نفر برای مسابقه در اسب دوانی و تیراندازی.

      سبک شناسی

      (سَ. ش) [ ع – فا. ] (اِمر.) جنبه‌ای از ادبیات که به بررسی و مطالعه در سبک شاعر و یا نویسنده‌ای معین یا آثار ادبی یک دوره تاریخی می‌پردازد.

        سبزقبا

        (~. قَ) [ فا – ع. ] (اِمر.) پرنده ایست حلال گوشت، کوچک تر از کلاغ با پرهای سبز و سرخ، کلاغ سبز هم گویند.

          سبزک

          (سَ زَ) (اِ.)
          ۱- سبزه.
          ۲- صراحی که از شیشه سبز ساخته باشند.
          ۳- بنگ، حشیش. سبزه (سَ زَ یا زِ) (اِمر.)
          ۱- چمن.
          ۲- نوعی کشمش سبز.
          ۳- گندم گون، کسی که رنگ پوستش اندکی تیره باشد.
          ۴- گندم یا عدس که ایرانیان جهت پیشواز عید نوروز آن را رویانده و سبز می‌کنند، سبزه عید.

            Scroll to Top