اسم مصدر

ترجمه

(تَ جَ یا جُ مِ) [ ع. ترجمه ]
۱- (مص م.) روایت کردن مطلبی از زبانی به زبان دیگر.۲ – ذکر کردن سیرت و اخلاق و نسب کسی.
۳- (اِمص.) گزارش.

    ترانسفر

    (تِ فِ) [ انگ. ] (اِمص.) انتقال دادن، بردن، جابه جا کردن (مثل انتقال شخص از یک حالت مکان به حالت مکان دیگر).

      تدنیس

      (تَ) [ ع. ]
      ۱- (مص م.) شوخگین کردن، به چرک آلودن، ریمناک کردن.
      ۲- (اِمص.) شوخگینی، چرکینی ؛ ج. تدنیسات.

        تدوین

        (تَ) [ ع. ]
        ۱- (مص م.) فراهم آوردن.
        ۲- تألیف کردن.
        ۳- (اِمص.) گردآوری.
        ۴- تألیف.

          تذکیر

          (تَ) [ ع. ]
          ۱- (مص م.) یاد کردن، به یاد آوردن، پند دادن.
          ۲- (اِمص.) یادآوری پند – دهی. ج. تذکیرات.

            تدبیر

            (تَ) [ ع. ]
            ۱- (مص م.) به پایان کاری اندیشیدن.
            ۲- اندیشیدن.
            ۳- مشورت کردن.
            ۴- (اِمص.) پایان بینی.
            ۵- شور، مشورت.

              تخلیف

              (~.) [ ع. ]
              ۱- (مص م.) سپس انداختن کسی را، واپس هشتن، باز پس گذاشتن.
              ۲- (اِمص.) بازپس گذاری، ج. تخلیفات.

                تخسیر

                (تَ) [ ع. ]
                ۱- (مص ل.) هلاک کردن، نابود گردانیدن.
                ۲- به زیان انداختن.
                ۳- (اِمص.) کمی.

                  تخفی

                  (تَ خَ فّ) [ ع. ]
                  ۱- (مص ل.) نهان گردیدن، پوشیده گردیدن.
                  ۲- (اِمص.) پوشیدگی.

                    پیمایش به بالا