ابتذال
(اِ تِ) [ ع. ]
۱- (مص م.) بسیار به کار بردن چیزی تا اندازهای که از ارزش آن بکاهد.
۲- (اِمص.) بی ارزشی، پستی.
(اِ تِ) [ ع. ]
۱- (مص م.) بسیار به کار بردن چیزی تا اندازهای که از ارزش آن بکاهد.
۲- (اِمص.) بی ارزشی، پستی.
(اِ تِ) [ ع. ]
۱- (مص ل.) دچار شدن، در بلا افتادن.
۲- (مص م.) مورد آزمایش قرار دادن، امتحان کردن.۳ – (اِمص.) گرفتاری، مصیبت.
(اِ) [ ع. ]
۱- (مص ل.) سرباز زدن، سر – پیچیدن.
۲- خودداری کردن.
۳- (اِمص.) سرکشی، نافرمانی.
۴- نخوت، تکبر.
(اِ یا اَ رِ) [ ع. اباره ]
۱- (مص م.) مایه خرمابن نر را به خرمابن ماده رساند ن.
۲- هلاک کردن.
۳- (اِمص.) اصلاح کشت و زرع.