اسم مصدر

صحو

(صَ) [ ع. ]
۱- (مص ل.) هوشیار شدن.
۲- (اِمص.) هوشیاری، مقابل سُکر به معنی مستی.

    صداقت

    (صَ قَ) [ ع. صداقه ]
    ۱- (مص ل.) دوستی داشتن.
    ۲- (اِمص.) دوستی.

      صحبت

      (صُ بَ) [ ع. صحبه ]
      ۱- (مص ل.) همدمی کردن.
      ۲- (اِمص.) یاری، همراهی.
      ۳- همخوابی.
      ۴- در فارسی به معنای: سخن گفتن، گفتگو. ؛ ~ به میان آمدن موضوعی مطرح شدن و درباره آن حرف زدن. ؛ ~ کسی گل کردن گرم و صمیمانه شدن صحبت، با هم زیاد حرف زدن.

        صحت

        (ص حَ) [ ع. صحه ]
        ۱- (مص ل.) تندرست شدن.
        ۲- (اِمص.) تندرستی. ؛ ~ و سقم الف – درست یا نادرست. ب – تندرست یا بیمار. ؛ ~ آب گرم عبارت خوشامدگویی برای کسی که حمام کرده‌است به معنی: امیدوارم پس از حمام کردن تندرست باشید.

          صبی

          (ص با) [ ع. ]
          ۱- (مص ل.) میل کردن به سوی جوانی و کودکی و بازی.
          ۲- (اِمص.) کودکی، طفلی، طفولیت.

            صباء

            (صَ) [ ع. ]
            ۱- (مص ل.) میل کردن به کودکی و کارهای کودکی.
            ۲- (اِمص.) کودکی.

              صباحت

              (صَ حَ) [ ع. صباحه ]
              ۱- (مص ل.) زیبا شدن، نیکوروی شدن.
              ۲- (اِمص.) زیبایی.

                پیمایش به بالا