اسم مصدر

حصر

(حَ صَ) [ ع. ]
۱- (مص ل.) به سخن درماندن.
۲- تنگدل شدن.
۳- (اِمص.) تنگدلی.

    حضارت

    (حَ یا حِ رَ) [ ع. حضاره ] (اِمص.) شهرنشینی، ساکن شدن در شهر.

      حسب

      (حَ) [ ع. ]
      ۱- (مص م.) شمردن، شماره کردن.
      ۲- (اِمص.) شرافت، بزرگی.

        حزم

        (حَ) [ ع. ] (اِمص.)
        ۱- استواری.
        ۲- پیش – بینی، دوراندیشی.

          حس

          (حِ سّ) [ ع. ]
          ۱- (مص ل.) دریافتن، ادراک کردن.
          ۲- (اِمص.) دریافت، ادراک.

            پیمایش به بالا