کارتنک
(تَ نَ) (اِمصغ.)
۱- عنکبوت.
۲- تار عنکبوت. کارتند و کارتن و کارتینه نیز گویند.
(غَ مّ زَ) [ ع – فا. ] (اِمصغ.) چوبکی که بر ریسمان قلاب و شست ماهیگیری بندند و در آب اندازند و آن چوبک به آب فرو نرود و هرگاه ماهی به قلاب آویزد، آن چوبک فرو رود و معلوم شود که ماهی به قلاب آویختهاست.
(عَ سَ) [ ع – فا. ] (اِمصغ.)
۱- بازیچهای به شکل انسان (یا حیوان) جهت سرگرمی و بازی کودکان.
۲- مجازاً: دختر یا زنی زیبا و بسیار ظریف. ؛~ گردانی نمایشهای عروسکی که در آن عروسکها را به وسیله نخهایی به حرکت درمی آورند. ؛~ خیمه شب بازی کنایه از: شخص بی اراده که گوش به فرمان دیگران دارد.
(طَ لَ) [ ع – فا. ] (اِمصغ.)
۱- طبل کوچک.
۲- جعبهای که عطار در آن عطر را نگه میدارد.
۳- کلاه و تاج درویشان.