(مُ لَ وَّ) [ ع. ] (اِمف.) آلود شده.
(مَ) [ ع. ] (اِمف.) نکوهش شده، سرزنش شده.
(مَ) [ ازع. ] (اِمف.) لمس شده، قابل لمس.
(مُ هَ) [ ع. ] (اِمف.) الهام شده.
(مَ) [ ع. ] (اِمف.) ۱- اندوهگین. ۲- ستم دیده، مظلوم.
(مَ) [ ع. ] (اِمف.) پیچیده شده، در لفافه.
(مُ لَ قَّ) [ ع. ] (اِمف.) دارای لقب، لقب دار.
(مُ لَ قَ) [ ع. ] (اِمف.) تلقین شده، فهمانیده شده.
(مُ قا) [ ع. ] (اِمف.) ۱- انداخته شده (بر زمین و جز آن). ۲- املاء کرده.
(مُ غا) [ ع. ] (اِمف.) لغو شده، بی اثر شده.