اسم مفعول

مقطع

(مُ قَ طَّ) [ ع. ] (اِمف.)
۱- بریده شده.
۲- چیزی که آن را با بریدن زواید و پیراستن بیآرایند.

    مقرر

    (مُ قَ رَّ) [ ع. ] (اِمف.)
    ۱- ثابت و برقرار شده.
    ۲- تقریر شده.

      مقروض

      (مَ) [ ع. ] (اِمف.) کسی که به دیگری وام دارد، مدیون، قرض دار، بدهکار.

        مقدور

        (مَ) [ ع. ] (اِمف.) قدرت داده شده، توانا شده بر چیزی، ممکن، شدنی.

          پیمایش به بالا