(مَ) [ ع. ] (اِمف.) ناخالص، ناسره، آشفته، پریشان.
(مَ) [ ع. ] (اِمف.) فریب خورده در خرید و فروش.
(مُ تَ مّ) [ ع. ] (اِمف.) غم زده.
(مُ تَ نَ) [ ع. ] (اِمف.) ۱- غنیمت شمرده شده. ۲- غنیمت گرفته شده.
(مُ غَ رَّ) [ ع. ] (اِمف.) آراسته شده، زینت داده شده.
(مُ عَ یَّ) [ ع. ] (اِمف.) عیار گرفته شده، سنجیده شده.
(مَ) [ ع. ] (اِمف.) عیب دار، ناقص.
(مَ) [ ع. ] (اِمف.) ۱- عهد کرده شده. ۲- شناخته شده، معروف.
(مُ وَ) [ ع. ] (اِمف.) خمیده، کج.
(مُ عَ وَّ) [ ع. ] (اِمف.) عادت داده شده.