اسم مفعول

مشکل

(مُ شَ کَّ) [ ع. ] (اِمف.)۱ – شکل – پذیرفته، صورت بسته.
۲- ترتیب شده، تشکیل شده.

    مشعث

    (مُ شَ عَّ) [ ع. ] (اِمف.)
    ۱- پراکنده.
    ۲- ژولیده شده، آشفته گردانیده.
    ۳- در علم عروض «مفعولن» چون از «فاعلاتن» خیزد، آن را مشعث خوانند.

      مشروطه

      (مَ طِ) [ ع. مشروطه ] (اِمف.) حکومت دارای پارلمان که نمایندگان ملت در کارهای دولت نظارت داشته باشند، دارای نظام مشروطیت.

        پیمایش به بالا