اسم مفعول

محرض

(مُ حَ رَّ) [ ع. ] (اِمف.)
۱- آن که از عشق و اندوه گداخته باشد.
۲- مرد بر جای مانده که نتواند برخیزد.
۳- برانگیخته شده، ورغلانیده. ج. محرضین.

    محرق

    (مُ حَ رَّ) [ ع. ] (اِمف.)
    ۱- سوخته شده.
    ۲- آب جوش داده به آتش.

      محرم

      (مُ حَ رَّ) [ ع. ] (اِمف.) نام ماه اوُل از دوازده ماه قمری.

        پیمایش به بالا