زر
جعفری (زَ رِ جَ فَ) (اِ. ص.)
۱- زر خالص.
۲- زر منسوب به جعفر برمکی که پس از رسیدن به وزارت دستور داد تا سکهها را از زر خالص بزنند.
جعفری (زَ رِ جَ فَ) (اِ. ص.)
۱- زر خالص.
۲- زر منسوب به جعفر برمکی که پس از رسیدن به وزارت دستور داد تا سکهها را از زر خالص بزنند.
(~.) (اِ. ص.)
۱- نام گلی است سفید و کوچک و پرپر و خوشبو که از آن عطر هم میگیرند.
۲- نوعی انگور که دانههای ریز دارد.
(حَ تَ) [ ع. ] (اِ. ص.) صاحب دو زندگانی، دوزیستان. در اصطلاح جانور – ش ناسی جانورانی که ابتدا در آب زندگی میکنند و هنگامی که نموشان کامل شد از آب خارج میشوند و در خشکی ادامه حیات میدهند، مانند: غورباقه.