(مَ) [ ع. ] (اِ مف.) ۱- برقرار شده. ۲- به شغل و مقامی گماشته شده.
(مَ) [ ع. ] (اِ مف.) یاری کرده شده، نصرت داده شده.
(مُ نَ ضَّ) [ ع. ] (اِ مف.) ۱- به رشته کشیده شده. ۲- مرتب، منظم.
(مُ ضَ مّ) [ ع. ] (اِ مف.) ضمیمه شده، پیوسته شده.
(مَ) [ ع. ] ۱- (اِ مف.) نشر شده، گسترده شده. ۲- برانگیخته شده، مبعوث.
(مَ) [ ع. ] (اِ مف.) سخن یا شعری که از دیگری باشد و به خود نسبت دهند.
(مَ) [ ع. ] (اِ مف.) آهنگ دار.
(مُ تَ س) [ ع. ] (اِ مف.) کسب شده، به دست آمده.
(مَ) [ ع. ] (اِ. مف.) کسی یا چیزی که دیگری بر او فضیلت دارد.
(مَ) [ ع. ] (اِ مف.) دشوار.