اِ مف

مشمول

(مَ) [ ع. ] (اِ مف.)
۱- فراگرفته شده، شامل شده.
۲- کسی که به سن قانوی برای ورود به نظام وظیفه رسیده.

    مستظهر

    (مُ تَ هَ) [ ع. ] (اِ مف.) آن که به کسی یا چیزی پشت گرمی پیدا کرده.

      مدرج

      (مُ دَ رَّ) [ ع. ] (اِ مف.) درجه دار، پله پله شده.

        محرمات

        (مُ حَ رَّ) [ ع. ] (اِ مف.)
        ۱- چیزهای حرام.
        ۲- زنان حرم.
        ۳- در فارسی جامه راه راه الوان. ج. محرمه (محرم).

          محرک

          (مُ حَ رَّ) [ ع. ] (اِ مف.) تحریک شده، برانگیخته. ج. محرکین.

            مبصر

            (مُ صَ) [ ع. ] (اِ مف.) دیده شده، منظور، مشهود.

              مبتلا

              (مُ تَ) [ ع. مبتلی ] (اِ مف.) گرفتار، در بلا افتاده.

                پیمایش به بالا