صفت مرکب

اره

زبان (اَ رُِ. زَ) (ص مر.)
۱- تیززبان، زبان – دراز.
۲- بهتان گوی.

    ارجمند

    (اَ جú یا جُ مَ) [ په. ] (ص مر.)
    ۱- باارزش، گرانبها.
    ۲- عزیز، گرامی، شایسته.

      اجل برگشته

      (اَ جَ. بَ گَ تِ) [ ع – فا. ] (ص مر.)
      ۱- آدم بدشانس.
      ۲- کسی که خطر مرگ تهدیدش می‌کند.

        اجل معلق

        (~ِ مُ عَ لَُ) (ص مر.)
        ۱- مرگ ناگهانی.
        ۲- کنایه از: ناگهان حاضر شدن کسی.

          Scroll to Top