(~.) (ص مر.) بی نام و نشان، خامل.
(گُ) (ص مر.) سرگشته، آواره، کسی که راه درست زندگی را انتخاب نکرده.
(~.) (ص مر.) سرخ رنگ، به رنگ گل سرخ.
(گُ. رَ) (ص مر.) به رنگ گل، سرخ رنگ.
(~. عِ) [ فا – ع. ] (ص مر.) زیباروی، خوش سیما.
(گُ) (ص مر.) گلگون، گلرنگ.
(چِ رِ یا رَ) (ص مر.) آن که چهره اش در لطافت و طراوت به گل ماند.
(~.)(ص مر.) مراسم گلریزی به سر عروس و د اماد یا به سر پهلوان در زورخانه.
(گُ لِ سَ. سَ بَ)(ص مر.)کنایه از: آدم محبوب و برگزیده.
دست (~. دَ) (ص مر.) بخشنده، جوانمرد.