(~. چَ) (ص مر.) کبود چشم، ازرق.
(~. س ِ رِ) (ص مر.) ۱- متکبر. ۲- باوقار.
(~. سَ) (ص مر.)وزین، سنگین.
(~. قَ)(ص مر.) گران پایه، ارجمند.
(~. قِ مَ) [ فا – ع. ] (ص مر.) گران بها، پرارزش. مق ارزان قیمت.
(~. مَ) (ص مر.) نک گران سر.
(گِ) (ص مر.) ۱- کسی که بار سنگینی بر دوش دارد. ۲- درخت پُر میوه.
(~. بَ) (ص مر.) نفیس، باارزش، قیمتی.
(~. یِ) (ص مر.) گران قدر، بلند – مرتبه.
(~.) (ص مر.) ۱- سخت جان. ۲- پست، دون.