صفت مرکب

صاحب دل

(~. دِ) [ ع – فا. ] (ص مر.)
۱- دارای قریحه هنری و حساس.
۲- اهل حال، عارف (تصوف).

    صاحب عزا

    (~. عَ) [ ع. ] (ص مر.) آن که یکی از خویشاوندان نزدیکش فوت کرده، عزادار.

      صاحب قران

      (~. قِ) [ ازع. ] (ص مر.) = صاحب القران: نیک طالع، خوش اقبال، کسی که در هنگام نطفه بستن یا به دنیا آمدنش، سیاراتی در قِران بوده باشند.

        صاحب نظر

        (~. نَ ظَ) [ ع. ] (ص مر.)
        ۱- آن که در امر یا اموری دارای نظر صایب است.
        ۲- دیندار، متدین.
        ۳- عارف.

          صاحب

          مرده (~. مُ دِ) (ص مر.)
          ۱- بدون صاحب، آن که یا آن چه صاحبش مرده باشد.
          ۲- بدون صاحب نوعی نفرین به معنی کاش دارنده اش می‌مرد.

            پیمایش به بالا