صفت مرکب

شهربند

(~. بَ)
۱- (اِمر.) دیوار دور شهر.
۲- زندان.
۳- (ص مر.) زندانی.
۴- کسی که در محاصره افتاده باشد.

    شناور

    (ش وَ) (ص مر.)
    ۱- چیزی که روی آب حرکت کند.
    ۲- چالاک.
    ۳- بی باک.

      شکرلب

      (شَ یا ش کَ لَ) (ص مر.)
      ۱- کسی که یکی از دو لبش چاک داشته باشد.
      ۲- کنایه از: شیرین گفتار، معشوق.
      ۳- گونه‌ای نان شیرینی.

        پیمایش به بالا