(~. گَ) (ص مر.) کمان دار، تیر – انداز.
(~.) (ص مر.)خجل، شرمنده، منفعل.
(~.) (ص مر.) خجل، شرمنده.
(شَ مَ دِ) (ص مر.) خجل، شرمسار، شرمگین.
(شَ دُ لْ لَ) [ ع. ] (ص مر.) با لحن تند، زننده (فره). ۲- درشت گوی (فره).
(شَ خْ شْ) (ص مر.) لغزان، لیز.
(~. دِ) (ص مر.) ترسو، بددل.
(~. نِ) (ص مر.) پُرکینه.
(شَ) (ص مر.) شب رنگ، سیه فام، نام اسب خسرو پرویز.
(شَ نِ یا نَ) (ص مر.) مربوط یا متعلق به شب، در طول یک شب.