(بَ) (ص مر.) نک سیم تن.
(ص مر.) نقره گون، سفید فام.
(مَ یا مِ) (ص مر.) حیران، سرگشته.
(تَ) (ص مر.) کسی که تنِ سفید دارد.
(ص مر.) کنایه از: گریزپا.
(دِ) (ص مر.) ۱- ترسو. ۲- قحبه.
(ص مر.) پُر آب، سیر شده از آب، طراوت و آبداری.
(پَ) (ص مر.) بچه پرنده که هنوز پرش خوب برنیامده و مانند خاری به نظر آید.
(تِ تا تَ) (ص مر.) آن که در آفتاب سیاه شده باشد، بسیار سیاه.
(گِ) (ص مر.) بدبخت.