(سَ عُ لْ. اِ تِ) [ ع. ] (ص مر.) تیزهوش، تندفهم.
(سَ عُ سَّ) [ ع. ] (ص مر.) تندرو.
(س) (ص مر.) لایق، مناسب.
(~. رَ) (ص مر.) ۱- بی غیرت، بی – حمیت. ۲- کاهل.
(~.) (ص مر.) ضعیف النفس، ساده لوح.
(سَ وَ) (ص مر.) پیشوا، رییس.
(سَ وِ چَ)(ص مر.) سرو خرامان، سرو خوش رفتار، کنایه از: معشوق خوش قد و بالا.
(~.) (ص مر.) عمارتی که پیشگاه آن گشاده بود.
(سَ رَ یا رِ. مَ)(ص مر.) ۱- جوانمرد، نیکخواه. ۲- کارساز. ۳- برگزیده، دانا.
(سَ) (ص مر.) سرگردان.