(~. خُ) (ص مر.) تنبل.
(مَ) (ص مر.) پیر، سالخورده.
(ص مر.) ۱- سالخورده. ۲- کهن.
(خُ) (ص مر.) = سال خدا: ۱- دارای شرف. ۲- نیکبخت.
(خُ) (ص مر.) کم سال، کم سن.
(مَ) (ص مر.) ۱- ساخته و آماده. ۲- سازگار. ۳- سزاوار.
(زْ وَ) (ص مر.) آماده.
(~.) (ص مر.) بی ریش و امرد.
(~. زَ نَ) (ص مر.) جوانی که هنوز ریش درنیاورده.
(~.) (ص مر.) بی ریش، امرد.