(بَ) (ص مر.) ۱- نه کاملاً مایع و نه کاملاً جامد. ۲- ناقص.
(اَ تَ) (ص مر.) خوش طالع، خوشبخت.
(اَ) (ص مر.) خوش عاقبت.
(پَ) (ص مر.) خجسته پی، خوش – قدم.
(ص مر.) بختیار، سعادتمند.
(نِ س) (ص مر.) نیک اندیش.
(نُ س) (ص مر.) کنایه از: کسی که تازه درآمدی پیدا کردهاست.
(نُ گَ) (ص مر.) نورسته، نوخاسته.
(~. عَ) [ فا – ع. ] (ص مر.) دختری که تازه عروس شده.
(لَ) (ص مر.) شیرین لب، نوشین لب.