(دُ. بِ. هَ. زَ) (ص مر.) فتنه گر.
(دِ شَ) [ ع – فا. ] (ص مر.) خوفناک، ترسناک.
(~. گِ) (ص مر.) حریص، سخت گیر در معامله، طمّاع.
(دَ مِ بَ) (ص مر.) دختری که زمان شوهر کردنش فرا رسیده.
(دُ. کُ) (ص مر.) ۱- کوتاه دم. ۲- بی دم.
(~. دُ)(ص مر.) دزد چیزهای بی – ارزش و کم بها.
(~. خُ) (ص مر.) رنجیده، ناراحت.
(دِ)(ص مر.)۱ – آن که قلبش مجروح باشد. ۲- عاشق.
(~. سَ) (ص مر.) ۱- بی شوق، بی میل. ۲- مأیوس، ناامید.
(~. گَ) (ص مر.) امیدوار، متکی.