صفت مرکب

دست کج

(دَ. کَ) (ص مر.)
۱- کسی که دست او کج و معوج باشد.
۲- کنایه از: دزد، جیب بر.

    دژکام

    (دُ) (ص مر.)
    ۱- اندوهگین، تلخ کام.
    ۲- خشمگین.
    ۳- زاهد، پرهیزکار.

      دژم

      (دُ ژَ) (ص مر.)
      ۱- افسرده، دلتنگ.
      ۲- خشمگین، آشفته.

        Scroll to Top