(~.)(ص مر.) تندخوی، بدخلق.
(دَ. خُ) (ص مر.) نک درخور.
(دَ. مَ) (ص مر.) ۱- مصیبت کشیده. ۲- بیمار، ناخوش.
(دَ) (ص مر.) دردآور، الیم.
(~. دَ) (ص مر.) متجاوز، حریص، طماع.
هم (دَ هَ) (ص مر.) آمیخته، مخلوط. ۲- آشفته، شوریده.
(دَ. بِ. دَ) (ص مر.) کسی که از خانه و خاندان خود آواره شده.
(ئِ مُ صَّ) [ ع. ] (ص مر.) آن که پیوسته روزه دارد.
(یِ مُ لْ خَ) [ ع. ] (ص مر.) آن که معتاد به نوشیدن الکل باشد، مدمن.
(ئِ مُ لú خَ) [ ع. ] (ص مر.) اَلْکُلی، معتاد به شراب یا هر نوشابه الکلی دیگر.