(تُ دَ) (ص مر.) تنگدست، فقیر.
(تَ) (ص مر.) کمیاب، نادر.
(تَ مَ) (ص مر.) ۱- تناور. ۲- فربه، چاق.
(~. دَ)(ص مر.)کنایه از: تهی دست، فقیر.
(~. دِ) (ص مر.) اندوهگین، افسرده.
(~. چَ یا چِ) (ص مر.) بخیل، ممسک.
(تَ. تَ) (ص مر.) بسیار نزدیک و بدون فاصله، بسیار تنگ.
(تَ) (ص مر.) ۱- کسی که هیچ کس را نزد خود نپذیرد. ۲- صعب العبور.
(تُ دُ خَ) (ص مر.) تار و مار، از هم پاشیده.
(ی) (ص مر.)بدخلق، خشمگین