(~.) (ص مر.) مردم خونی و بی باک و دزد و اوباش.
(تَ. مَ) (ص مر.) فاسق، فاجر.
(تَ. دَ) (ص مر.) ۱- چابک، زرنگ. ۲- ماهر. ۳- شعبده باز.
(~. دِ) (ص مر.) بانشاط، سرزنده.
(تَ. زَ) (ص مر.) خوش سخن، فصیح.
(مُّ لْاِ) [ ع. ] (ص مر.) آن که اختیار کامل در امری دارد.
(~. رِ) [ فا – ع. ] (ص مر.) غریب، ناشناس.
(~. نَ فَ) [ فا – ع. ] (ص مر.) کسی که تازه به کاری پرداخته و هنوز خسته نشدهاست.
(~. خَ) (ص مر.) پسری که تازه پشت لبش مو روییده.
(دِ) (ص مر.) سیاه دل، بدذات.