صفت مرکب

پیشداد

(ص مر.) نخستین قانونگزار؛ هوشنگ پیشداد به موجب داستان‌های قدیم ایران، اولین کسی بود که قانون را وضع کرد.

    پیش کسوت

    (کِ وَ) [ فا – ع. ] (ص مر.)
    ۱- مقدم، پیشگام، پیشرو، پیش قدم.
    ۲- یکی از مدارج طریقت، آن که درجه پیش کسوتی دارد.
    ۳- قدیم ترین و بزرگ ترین پهلوان یک زورخانه که حق تقدم در پهلوانی دارد.

      پیش مرگ

      (مَ) (ص مر.)
      ۱- کسی که حاضر است پیش از مرگ عزیزش بمیرد، قربانی، فدا.
      ۲- کسی که پیش از پادشاه، اندکی از غذای او را می‌خورد تا از سالم بودن آن اطمینان حاصل شود.

        پیش

        قدم (قَ دَ) (ص مر.) آن که پیش از دیگران به کاری دست بزند.

          Scroll to Top