صفت مرکب

پرتاب

(پُ) (ص مر.)
۱- پرپیچ و شکن.
۲- چیزی که سخت تافته شده‌است.

    پر

    و پا قرص (~. قُ) (ص مر.)
    ۱- نیرومند.
    ۲- پابرجا، استوار.

      پدرام

      (پَ یا پِ) (ص مر.)
      ۱- آراسته، نیکو.
      ۲- خوش وخرم.
      ۳- خجسته، فرخ.
      ۴- همیشه، پاینده.

        پدید

        (پَ) [ په. ] (ص مر.)
        ۱- پیدا، روشن، نمایان.
        ۲- برگزیده، مستثنی.

          پیمایش به بالا