(~.) [ ع – فا. ] (ص فا.) سیاستمدار، پیشوا.
(زَ) (ص فا.) کسی که از روی خشم یا دلتنگی با خود حرف بزند.
(زَ کَ یا کِ) (ص فا.) آن که تارهای زر به پارچه کشد.
(زَ) (ص فا.) کسی که خردهها و ریزههای زر جمع کند.
(زَ یَ دَ یا دِ) (ص فا.) ۱- پاک کننده. ۲- جلا دهنده.
(زَ خْ. وَ) (ص فا.) مطرب، کسی که بر ساز زَخمه میزند.
(زِ یا زَ بَ) (ص فا.) ۱- لحاف. ۲- بالاپوش، جبه.
(~.) (ص فا.) ۱- خوش بیان. ۲- آن که به جز زبان مادری خود یک یا چند زبان دیگر بداند.
(~.) (ص فا.) ۱- پرگوی. ۲- فضول.
(~.) (ص فا.) جاسوس، سخن چین.