(خَ دِ) (ص مف.) خم شده، مایل.
(خَ دِ) (ص مف.) ۱- فرورفته. ۲- زخم شده.
(خُ تِ)(ص مف.)خوابیده، به خواب رفته.
(خُ دِ) (ص مف.) پژمرده.
(خَ دِ) (ص مف.) خراشیده.
(خَ دِ) (ص مف.) به ناز و تکبر و زیبایی و وقار رفته.
(~. زَ دِ) [ ع – فا. ] (ص مف.) شرمسار، خجل.
(~.) (ص مف.) فرزند خدمتکار که در خانه ارباب به دنیا آمده باشد.
(~. زُ دِ) [ ع – فا. ] (ص مف.) ملول، متأثر.
(~. دِ) [ ع – فا. ] (ص مف.) بی دغدغه، کسی که او را رنجی و ناراحتی نباشد.