عامیانه

واقلیدن

(قِ دَ) (مص ل.) (عا.) از کاری که با اشتیاق تمام پیش گرفته‌اند صرفنظر کردن.

    واسه

    (س) [ ع. واسطه، برای، به علت ] (حر. اض.) (عا.) برای، بهر، به جهت.

      وارفتن

      (رَ تَ) (مص ل.)
      ۱- از هم پاشیده شدن.
      ۲- (عا.) یکُه خوردن، گیج شدن.

        وارفته

        (رَ ت ِ) (ص مف.)
        ۱- از هم پاشیده.
        ۲- (عا.) تنبل، بی حال.
        ۳- متحیر، گیج، تعجب کرده.

          پیمایش به بالا