نمک
(نَ مَ) (اِ.) ماده سپیدی است که به آسانی سوده میگردد و در آب حل میشود و آن را از آب دریا و معدن به دست میآورند. ؛ ~ به حرام (عا.) ناسپاس، حق ناشناس. ؛ ~ را خوردن و نمکدان را شکستن کنایه از: به ولی نعمت خود خیانت کردن.
(نَ مَ) (اِ.) ماده سپیدی است که به آسانی سوده میگردد و در آب حل میشود و آن را از آب دریا و معدن به دست میآورند. ؛ ~ به حرام (عا.) ناسپاس، حق ناشناس. ؛ ~ را خوردن و نمکدان را شکستن کنایه از: به ولی نعمت خود خیانت کردن.
(نِ کُ) (اِمر.) (عا.)
۱- ناله و زاری، شکوه و شکایت.
۲- اظهار درد زن حامله در موقع نزدیکی زایمان.
(نَ. عَ) (اِ.) (عا.)
۱- روستایی چشم و گوش بسته و جاهل به آداب و رسوم شهرنشینی و معاشرت.
۲- سرباز دهاتی.